تبليغاتX
فوق بشر

فوق بشر

عکس حسام استپس و دی جی سورنا در دبی

 

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت13:57توسط غزاله |
ببخشید شما ...؟
هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند. پسرك پرسید:«ببخشین خانم! شما كاغذ باطله دارین»

كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم یك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپایى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود.

گفتم: «بیایین تو یه فنجون شیركاكائوى گرم براتون درست كنم.»

آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهایشان را گرم كنند. بعد یك فنجان شیركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زیر چشمى دیدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه كرد. بعد پرسید: «ببخشین خانم! شما پولدارین»؟!

نگاهى به روكش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم: «من اوه… نه!»

دختر كوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.»

آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. سیب زمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یك شغل خوب و دائمى، همه اینها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن كوچك خانه مان را مرتب كردم.

لكه هاى كوچك دمپایى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم همیشه آنها را همان جا نگه دارم كه هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.

+نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت23:30توسط غزاله |
عجيب ترين پرنده دنيا
             پرنده عجیب
+نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت23:14توسط غزاله |
تصویری از رئیس جمهور در حال دیدن کاریکاتور خودش
              
+نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت23:11توسط غزاله |
کشف جزیره ای ناشناخته در امازون
        

 

 

         

       

               

 

 

             

 

            

 

         

 

             

         

+نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت23:9توسط غزاله |
سیندرلا

يکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي

بود ، يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين

دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا نسبت دختراي امروزي، روم به

ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود .

سيندرلا با نامادريش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر

ناتنياش که اسمشون زري و پري بود زندگي مي کرد . بيچاره

سيندرلا از صبح که از خواب پا مي شد بايد کار مي کرد تا آخر

شب ………. آخه صغرا خانم خيلي ظالم بود . همش مي گفت

سيندرلا پارکت ها رو طي کشيدي؟ سيندرلا لوور دراپه ها رو گرد

گيري کردي؟ سيندرلا ميلک شيک توت فرنگيه منو آماده کردي ؟

سيندرلا هم تو دلش مي گفت : اي بترکي ، ذليل مرده ي گامبو

، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسايده ، و بلند مي

گفت : بعله مامي صغي ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه

الهي بميرم براي اين دختر خوشگله که بدبختيهاش يکي دو تا

نبود . .... القصه ، يه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود

و خوشي زير دلش زده بود ، خر شد و تصميم گرفت که ازدواج

کنه . رفت پيش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله

پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن مي خوام ..... مامانش : تو

غلط مي کني پسره ي گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ ديگه

زن گرفتنت چيه؟......... شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پير

پسر مي شم ، دارم مثل غنچه ي گل پرپر مي شم .....مامانش

در حالي که اشکش سرازير شده بود گفت : باشه قند عسلم ،

شير و شکرم ، پسر گلم ، مي خواي با کي مزدوج شي؟ .......

شاهزاده : هنوز نمي دونم ولي مي دونم که از بي زني دارم

مي ميرم ...... مامانش : من از فردا سراغ مي گيرم تا يه دختر

نجيب و آفتاب مهتاب نديده و خوشگل مثل خودم برات پيدا کنم .

خلاصه شاهزاده ديگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود

تا مامانش يه دختر با کمالات و تحصيل کرده و امروزي براش گير

بياره. يه روز مامانش گفت : کوچولوي عزيز مامان ، من تمام

دختراي شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت

اومد بگو تا با پس گردني برات بگيرمش ، شاهزاده گفت : چرا با

پس گردني؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمي فهمي ، براي اينکه

مهريه بهش ندي، پس آخه تو کي مي خواي آدم بشي ؟ روز

مهموني فرا رسيد ، سيندرلا و زري و پري هم دعوت شده

بودند . زري و پري هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ،

شده بودند مثل 2 تا بچه ميمون ، اما سيندرلا ، واي چي بگم

براتون شده بود يه تيکه ماه ، اصلا" ماه کيلويي چنده ، شده بود

ونوس شايدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبيه چي

شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سيندرلا رو با

خودش نبرد ، سيندرلا کنار شومينه نشست و قهوه ي تلخ

نوشيد و آه کشيد و اشک ريخت . يهو ديد يه فرشته ي تپل مپل

با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با يه دماغ سلطنتي و چشماي لوچ

جلوي روش ظاهر شد ....سيندرلا گفت : سلام....... فرشته :

گيريم عليک . حالا آبغوره مي گيري واسه من ؟ ...... سيندرلا :

نه واسه خودم مي گيرم .......فرشته : بيجا مي کني ، پاشو

ببينم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن

...... سيندرلا : آرزو مي کنم که به مهمونيه شاهزاده برم ......

فرشته : خوب برو ، به درک ، کي جلوي راهتو گرفته دختره ي

پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سيندرلا : چشم ميرم ،

خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سيندرلا پا شد ، مي

خواست راه بيفته . زنگ زد به آژانس ، ولي آژانس ماشين

نداشت . زنگ زد به تاکسي تلفني ولي اونجا هم ماشين نبود .

زنگ زد پيک موتوري گفت : آقا موتور داريد؟ يارو گفت : نه نداريم.

سيندرلا نا اميد گوشي رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هي

ميگي برو برو ، آخه من چه جوري برم؟ فرشته گفت : اي به

خشکي شانس ، يه امشب مي خواستم استراحت کنم که نشد

، پاشوبيا ببينم چه مرگته !!!! بلاخره يه خاکي تو سرمون مي

ريزيم . با هم رفتند تو انباري ، اونجا يدونه کدو حلوايي بود ،

فرشته گفت بيا سوار اين شو برو ، سيندرلا گفت : اين بي

کلاسه ، من آبروم مي ره اگه سوار اين بشم . فرشته گفت :

خوب پس بيا سوار من شو !!! سيندرلا گفت : يه آناناس

اونجاست فرشته جون ، به دردت مي خوره؟ .... فرشته : بعله

مي خوره .....سيندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته

چوب جادوگريش و رو هوا چرخوند و کوبيد فرق سر آناناس و

گفت : يالا يالا تبديل شو به پرشيا. بيچاره آناناس که ضربه مغزي

شده بود از ترسش تبديل شد به يه پرشياي نقره اي. فرشته به

سيندرلا گفت : رانندگي بلدي؟ گواهينامه داري؟....... سيندرلا :

نه ندارم ........ فرشته : بميري تو ، چرا نداري؟..... سيندرلا :

شهرک آزمايش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم...... فرشته : اي

خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم.

فرشته با عصاش زد تو کله ي يه سوسک بدبخت که رو ديوار

نشسته بودو داشت با افسوس به پرشيا نگاه مي کرد .

سوسکه تبديل شد به يه پسر بدقيافه ، مثل پسراي امروزي .

سيندرلا گفت : من با اين ته ديگ سوخته جايي

نميرم.....فرشته : چرا نميري؟........ سيندرلا : آبروم مي ره.......

فرشته : همينه که هست ، نمي تونم که رت باتلر رو برات

بيارم ....... سيندرلا : پس حداقل به اين گاگول بگو يه ژل به

موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختي

بود حرکت کردند سمت خونه ي پادشاه. وقتي رسيدند اونجا

ديديند واي چه خبره !!!!! شکيرا اومده بود اونجا داشت آواز مي

خوند ، جنيفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تيليت مي کرد . زري

و پري هم جوگير شده بودند و داشتند تکنو مي زدند . صغرا خانم

هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه مي رفت (آخه بي چاره صغرا

خانم از بي شوهري کپک زده بود ) خلاصه تو اين هاگير واگير

شاهزاده چشمش به سيندرلا افتاد و يه دل نه صد دل عاشقش

شد . سيندرلا هم که ديد تنور داغه چسبوند و با عشوه به

شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ي ملوسم

منو مي گيري ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........

سيندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالي که چشماش از خوشحالي

برق مي زد گفت : آره مي گيرمت ، من هميشه آرزو داشتم

شماره ي پاي زنم 37 باشه. خلاصه عزيزان من شاهزاده

سيندرلا رو در آغوش کشيد و به مهمونا گفت : اي ملت هميشه

آن لاين ، من و سيندرلا مي خواهيم با هم ازدواج کنيم ، به هيچ

خري هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم يک صدا

خوندند : گل به سر عروس يالا ... داماد و ببوس يالا ... سيندرلا

هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسيد و قند تو دلش آب شد

( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس

با هم ازدواج کردند و سالهاي سال به کوريه چشم زري و پري و

صغرا خانم ، به خوبي و خوشي در کنار هم زندگي کردند و

شونصد تا بچه به دنيا آوردند

 

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت18:41توسط غزاله |
بیو گرافی رضا پیشرو

رضا نظری یا همون رضا پیشرو متولد سال 1364 ساکن تهران هست.


از سال 80 شروع به رپ خواندن می کنه و کارش رو با لقب3Pac شروع می کنه.

پدر رضا خیلی زود فوت می کنه و رضا اصلا اون رو یادش نمیاد .


توی ۲ سالگی مادر رضا با مردی ازدواج میکنه که پسری که به دنیا میاد
علی داداش کوچیک رضا و ناتنیش میشه.

رضا تا ۱۰ سالگی با مامانش و بابای ناتنیش و علی داداش کوچترش توی هفت
حوض نارمک زندگی می کردن تا وقتی که بابای ناتنیش به خاطر سرطان خون
سال ۷۶ از دنیامیره که مامانش مجبور میشه خونه رو بفروشه و به نظام آباد
منتقل کنه.
سال بعد به خاطر فوت پدر، رضا ترک تحصیل میکنه و میره تو بازار برای کار.
سال ۷۹ هم علی به دنبال رضا درسشو ول میکنه و میره کلاس های
آرایشگری که شاید بتونه به کمک عموش بره دبی آرایشگر بشه.

 

رضا سال ۸۰ با کارای زیرزمینی رپ آشنا میشه و کم کم خوشش میاد و


میره دنبال رپرها . . .
(
اون زمان فقط سروش تو گرگان هژیر و شایان تو تهران رپ میکردن
و ابلیس چند ماهی بوده که تو مشهد ...)
اول رضا میره سراغ شایان و هژیر که بتونه با کمک اونا آهنگ بخونه که شایان
و هژیر قبول نمیکنن . . .
و رضا با ابلیس که تازه اومده بوده تهران آشنا میشه و با اون یه تراک
با کیفیت خیلی پایین و شعر خیلی ضعیف بیرون میدن .
سال ۸۱ رضا رپ رو کنار میزاره و دوباره میره سر کار تا سال ۸۲ که دوباره
سر یه کل کلایی با دوستاش وارد رپ میشه وشروع به کار جدی کردن میکنه.

سال ۸۳ بود که ۶ تا تراک (با آهنگهای که از رپ خون های خارج بود ولی شعرش
از خودش ) بیرون می ده که فقط بین دوستاش پخش میکنه.
( این تراک ها تو خونه با میکروفون عادی ضبط شده بود )
سال ۸۴ رضاموضوع های بهتری واسه خوندن گیر میاره و شروع به نوشتن
شعرهای بهتر و قوی تر میکنه . . .
بعداز چند وقت با بچه های ۰۲۱ آشنا میشه و قاطی اینا میشه
و چند تا آهنگ با شعرهای بهتر و برای اولین بار توی استودیو میخونه.
ولی جایی پخش نمیکنه.درست در همون زمان امزیپر و زد بازی
هم وارد کار شدن.

آخرای سال ۸۴ رضا به فکر کارا و موضوع های نو و اسم جدید میشه

و اول
اسم رضا کینگ رو انتخاب میکنه

ولی بعد از ۴هفته که میبینه شعرهایی که نوشته قشنگ شده و
داره یه تغییراتی تو کاراش میده و

با مشورت سروش هیچکس اسم پیشرو رو انتخاب میکنه.
(و بقیه میگفتن با کارای ضعیف اسم 3pac رو خراب میکنی)تمام فروردین و اردیبهشت سال ۸۵ رو رضا شب تا صبح روی شعر و آهنگای جدید و موضوع های بهتر و ظبط کاراش کار میکنه
و آلبومی ۱۰ تراک به نام واقعیت به بیرون میده که
توی آلبومش از هیچکس و تتلو و تهی و ابلیس کمک میگیره.

قبل از پخش کامل آلبوم به صورت دست به دست با پیشنهاد سروش اسم آلبوم به آلبوم
۰۲۱ تغییر میکنه و ۱۴ تراک میشه که سروش ، تیغه و چند نفر دیگه رو واسه کارای
این آلبوم معرفی میکنه که
۱ تراک از تیغه و ۳ تراک دیگه با حضور رضا و
دوستاش ( مهدی قاتل - اس بی و .. ) به همراه این آلبومبیرون میاد
و کامل تو سطح تهران پخش میشه. ولی رضااسم آلبوم واقعیت رو از بین نمیبره و کارای جدیدشو به نام تراک هایی از اون آلبوم ( واقعیت ) بیرون میده بعد از مدتی که با تتلو کارای آر اند بی و رپ بیرون دادن که سبک جدیدی بود و آهنگهاشون زود پخش شد شروع به دادن آهنگای جدید با همون اعضای آلبوم ۱۴ تراک ۰۲۱شد . . .

که
۱۵ تراک دیگه هم به آلبومش اضافه کرد و آلبومش رو تمام کرد.

ولی به صورت یکه آلبوم رو بیرون نداد و تک تک آهنگهارو بیرون میداد که یکی از دلایل معروفیتش هl همین بود . بالاخره تو آبان سال
۸۵ به فکر جمع کردن آلبومی جدید شد که

به تازگی پخش شده و اسم آلبوم هم با کمک هیچکس (جهنم ساکت) انتخاب شد.

آلبوم جدید رضا 7 تراک که داره و اسم تراک هاش :

پدر (باهمراهی تتلو)، هدیه


از همتون بیزارم،دیوونه (با همراهی هیچ کس)،

برای رپ (با همراهی امیر تتلو)،


برو جلو (با همراهی هیچ کس) و جهنم ساکت

 

                               

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت11:47توسط غزاله |
عکس از رضایا و 2afm
چند تا عکس از رضایا و تو ای اف ام  واستون می ذارم  برای مشاهده به ادامه ی مطلب برید

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت15:15توسط غزاله |
اعتصاب دانشجو های شیراز
سلام چطورین خوبین خوشین سلامتین ؟

یه خبر داغ :

مارو دوشنبه ها از طرف مدرسه می برن استخر دانشگاه دیروز که رفته بودیم دانشجو ها اعتصاب کرده بودن من یه کپی از اعلامیه هاشون واستون می ذارم:

- عدم خروج اجباری دانشجویان از خوابگاه مفتح

-حل تراکم خوابکاه دختران با تهیه خوابگاه های استیجاری

-کندن دوربین های مدار بسته از سطح دانشکده ها ودانشگاه ها

-توزیع غذای روز تعطیل

-برگزاری انتخابات شورای صنفی در اسفند توسط شورای صنفی و با حضور کلیه کاندیدها وبدون دخالت غیر قانونی دانشگاه

-جذب هیات های علمی کارامد وزیاد در دانشکده ها بدون مسائل جناحی وباند بازی

-پاسخ گویی رئیس دانشگاه بابت حراج ارزان وغیر معقول ساختمان مدیریت

-پاسخ گویی رئییس دانشگاه بابت افزایش فضای بی اعتمادی دانشجویان به مسئولین بعد از تحصن

-حل مشکل اینترنت خوارزمی و۲۴ ساعته شدن ان

-عدم تخلیه خوابگاه های متاهلین

-حل تردد دانشجویان دختر در فضای اطراف خوابگاه ها

-توزیع موبایل ها در داخل اتاق های خوابگاه های دختران

-امکان پذیرش اسان و بدون دردسر ومنت  مهمان در خوابگاه ها

-عدم تخلیه نوروزی خوابگاه های دختران

-لغو تحریم های ۲ ساله شرکت تعاونی دانشجویان از سوی دانشگاه

-جایگزینی اتوبوس های فرسوده در مسیر دانشکده های کشاورزی ودامپزشکی

-افزایش امکانات دانشجویان ارشد ودکترا

-توزیع غذا در ایام تاستان برای دانشجویان

-حل مشکلات سرمایشی کلیه خوابگاه ها

+نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت16:32توسط غزاله |
تهی

 

سلام  متاسفم که خیلی دیر شد اخه اوضاع خیلی خراب بود

متاسفانه فعلا مطلب ندارم این عکس رو براتون می ذارم به نظر من که خیلی توپه امیدوارم لذت ببرید

برای مشاهده عکس های بیشتر به ادامه مطلب برید 

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت23:5توسط غزاله |
تفاوت بیرون رفتن دختر با پسر
 

* دختر تا مانتوی تنگ و آرایش نکنه عمرا بیرون بره ولی پسر با یه شلوار کردی و زیرپیراهنی هم تا دو تا چهارراه بالاتر میره .oh go on

 

* دختر براحتی از چهارراه رد میشه ولی کیه که به پسر راه بده .hee hee

 

* اگه یه دختر از کوچه رد شده باشه تا یک هفته با بوی کوچه میشه حال کرد ولی اگه پسر رد شه انگار ماشین جمع آوری زباله رد شده .peace sign

 

* اگه دختر موبایل داشته باشه الکی هم شده تو دستش میگیره و کلاس میذاره ولی پسر اصلا .

 

* اگه ۲۰ تا دختر باشن که با هم رفیق باشن در مترو و واحد هر کسی خودشو حساب میکنه ولی یه پسر همه ی دوستاش رو به علاوه بقیه حساب میکنه .whistling

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت20:32توسط غزاله |
6 آذر , تولدم مبارکککککککک
 

سلام سلام صد تا سلام

خوبید ؟

تولدم مبااااااااااااااااااااااارک

ایشا ا... ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ سال زنده باشم

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت18:47توسط غزاله |
پینک
 

چند تا عکس از پینک واستون می ذارم گرچه کم اند ولی خیلی باحالن امیدوارم لذت ببرید

 

 

 

 

 

 

 

 

                 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت21:59توسط غزاله |
عکس از هیلاری داف
اینجا چندتا عکس از هیلاری داف واستون می ذارم که توی نظرا درخواست کرده بودن

                       

 

                                        

 

 

                                

 

برای مشاهده عکس های بیشتر به ائامه مطلب برید

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت21:50توسط غزاله |
جغرافیا ی خانم ها

سلام خدمت تمام دوستای گلم خیلی بابت دیر اپ دیت کردنم عذر می خوام یه مشکلی پیش اومده بود که حل شد

خانمها در سن هیجده تا بیست و یک سالکی مانند افریقا یا استرالیا هستند:نیمه کشف شده    وحشی با زیبایی های افسون کننده طبیعی

در سن بیست و یک تا سی سالگی مثل امریکا یا ژاّبن هستند:کاملا کشف شده بسیار توسعه یافته اماده برای هرگونه معامله مخصوصا معامله با ماشین

در سن سی تا سی و بنج سالگی مانندهند یا اسبانیا هستند :بسیار داغ اسوده خاطر ارام واگاه به زیبایی های خود

بین سی و بنج تا چهل سالگی مانندفرانسه یا ارژانتین هستند:گرچه در جریان جنگ نیمه ویران شده انداما هنوز جاده های بسیار زیبایی برای تماشا دارند

درسن چهل تا بنجاه سالگی مانند بوگسلاوی وعراق هستند:جنگ راباخته اندهنوز گرفتار اشتباهات بیشینه اندوبه بازسازی کامل احتیاج دارند

در سن بنجاه تاهفتادسالگی مانند انگلستان یا مغولستانند:بایک گذشته درخشان وبدون اینده

بعد از هفتادسالگی شبیه افغانستان یا البانی اند: همه می دانند کجاهستنداماهیچکس به سراغشان نمی رود

 

                          

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت21:24توسط غزاله |
پسرا و دختر ها چه جوری تخم مرغ درست میکنن

دخترها:

 توی ماهيتابه روغن ميريزن

 اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن

 تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن

 چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:

 توی كابينتهای بالاي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن

 توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن

 ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن

 توی ماهيتابه روغن ميريزن

 توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن

 يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن

 چند تا فحش ميدن

 دنبال كبريت ميگردن

 با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره

 ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!)

 ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن

 تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن

 چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن

 ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن

 تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن

 روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن

 تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن

 دنبال نمكدون ميگردن

 نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن

 دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن

 نمكدون رو پر از نمك ميكنن

 صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون

 نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن

 بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه

 چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن

 توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن

 با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن

صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون                   سريع برميگردن توی آشپزخونه

تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن

ماهيتابه رو ميندازن توی سينك

 دنبال ظرفهای مسی ميگردن

 قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن

 چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن

 ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن

 چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن

 ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه

 روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن

چندتا فحش می دن و بلند می شن

 نمكدون شكسته رو توی سطل می ندازن

 قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن

 چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن

 با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن

 پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن

نيمروی اماده رو جلوی تلویزیون می خورن و چندتا فحش می دن
+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت22:3توسط غزاله |
عکس از بلک اید پیس
سلام خدمت تمام دوستای عزیزم اینجا چندتا عکس از گروه خیلی خفن بلک اید پیس گذاشتم راستش خیلی سخت بود چون اکثر سایت هاشون غیر قابل دسترسی بود در حال حاضر مشغول ترجمه بیوگرافیشون هستم که در اینده ای نه چندان دور براتون می ذارم برای مشاهده به ادامه مطلب برید
ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت15:31توسط غزاله |
دو سه تاعکس خفن از دی جی علیگیتور
                      

 

                         

 

              

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت0:19توسط غزاله |
پسرا و دخترا چه جوری از دستگاه عابر بانک پول می گیرن

 

پسرها:

 

 با ماشين ميرن سراغ بانك، پارك ميكنن، ميرن دم دستگاه عابر بانك

 كارت رو داخل دستگاه ميذارن

 كد رمز رو ميزنن و مبلغ درخواست رو وارد ميكنن

 پول و كارت رو ميگيرن و ميرن

 

دخترها:

 

 با ماشين ميرن دم بانك

 توی آينه آرايششون رو چك ميكنن

 به خودشون عطر ميزنن

 احتمالا" موهاشون رو هم چك ميكنن

 توی پارك كردن ماشين مشكل پيدا ميكنن

 توی پارك كردن ماشين خيلی مشكل پيدا ميكنن

 بلاخره ماشين رو پارك ميكنن و ميرن دم دستگاه عابر بانك

 توی كيفشون دنبال كارتشون ميگردن

 كارت رو داخل دستگاه ميذارن، كارت توسط ماشين پذيرفته نميشه

 كارت تلفن رو ميندازن توی كيفشون

 دنبال كارت عابر بانكشون ميگردن

 كارت رو وارد دستگاه ميكنن

توی كيفشون دنبال تيكه كاغذی كه كد رمز رو روش يادداشت كردن ميگردن

 كد رمز رو وارد ميكنن

ده دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن

 كنسل ميكنن

 دوباره كد رمز رو ميزنن

 كنسل ميكنن

 به دوست پسرشون زنگ ميزنن كه طريقهء وارد كردن كد صحيح رو براشون بگه

 مبلغ درخواستی رو ميزنن

 دستگاه ارور (خطا) ميده

 مبلغ بيشتری رو درخواست ميكنن

 دستگاه ارور (خطا) ميده

 بيشترين مبلغ ممكن رو درخواست ميكنن

 انگشتاشون رو برای شانس روی هم ميذارن

 پول رو ميگيرن

 برميگردن به ماشين

 آرايششون رو توی آينه چك ميكنن

 توی كيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن

 استارت ميزنن

 پنجاه متر ميرن جلو

 ماشين رو نگه ميدارن

 دوباره برميگردن جلوی بانک

 از ماشين پياده ميشن

 كارتشون رو از تویدستگاه عابر بانك برميدارن

 سوار ماشين ميشن

 كارت رو پرت ميكنن روی صنلی کنار راننده

 آرايششون رو توی اینه چک میکنن

 احتمالا يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن

 راه ميفتن و ميندازن توی خيابون اشتباه

برميگردن

 ميندازن توی خیابون درست

 پنج كيلومتر ميرن جلو

 ترمز دستی رو آزاد ميكنن (ميگم چرا انقدر يواش ميره ها!)

 به حركت ادامه ميدن

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت9:29توسط غزاله |
تولد

تولد تولد تولدت مبارک

                             مبارک مبارک تولدت مبارک

عمه لیدا جون گلم

                    تولدت مبارک 

                                         امیدوارم هزار سال زنده باشی

 

                               

 

                               

                      

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت8:59توسط غزاله |
ایا میدانید
ایا میدانید:

۱)کوکا کولا در اصل سبز رنگ است

۲)عمومی ترین نام جهان محمد است

۳)اسم قاره ها با همان حرفی پاین می یابد که اغاز شده

۴)هیچکس نمی تواند با حبس نفس خود کشی کند

۵)محال است کسی بتواند ارنجش را بلیسد

۶)وقتی عطسه می کنید قلب شما به مدت یک میلیونیم ثانیه می ایستد به همین دلیل مردم به شما عافیت باش می گویند

۷)وقتی عطسه می کنید چشم هایتان ناخوداگاه بسته می شود وشما نمی توانید مانع این شوید

۸)خوک ها به دلیل فیزیک بدن قادر به دیدن اسمان نیستند

۹)فندک قبل از کبریت اختراع شد

۱۰)سوسک ها عامل نیمی از جیغ های جهان هستند

+نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت11:7توسط غزاله |
فیلم های درحال اکران

فيلمهاي در حال اکران : به خاطر 1 ليتر بنزين - من ترانه 1000 ليتر بنزين دارم - رستگاري قبل از ساعت 12 امشب - رايحه خوش بنزين - ب مثل بنزين -علي بنزيني - بنزيني ها - بازي بنزين - مرد بنزيني - پسر بنزين فروش - دو کارت با يک بنزين- بنزين فصل- مي خواهم بنزين بزنم! - ديشب بنزين زدم آيدا- سفر به پمپ بنزين- بازگشت بنزين- از ميدون تا پمپ بنزين- دزدان بنزين- سالهاي سهميه بندي

+نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت10:58توسط غزاله |
چندتا عکس جالب
 برای مشاهده عکس های اینترنتی به ادامه مطلب برین

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت14:53توسط غزاله |
عکس از نانسی اجرم
سلام خدمت تمام دوستای عزیزم امیدوارم حال همگی خوب باشه اینجا چند تا عکس از نانسی می ذارم که توی نظرات در خواست کرده بودن امیدوارم لذت ببرید

 

 

 

برای مشاهده عکس های بیشتر به ادامه مطلب برید

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت10:36توسط غزاله |
تفاوت های خانمها و اقایون

اینه

اقایون:اقایون فقط در موارد استثنا خودشون رو در اینه چک می کنن

خانمها:خانمها خیلی بامزه اند اونااز هر سطح صاف و صیقلی برای دیدن خودشون استفاده می کنن و همیشه با خودشون لوازم ارایش وبوروس دارن.

تیب

اقایون:اقایون فقط در مراسم رسمی ومهمانی های حساس (از نظر ابرو)تیب می زنن

خانمها:خانمها برای گرفتن نامه از بستچی دم درگذاشتن زباله هاچک کردن اتومبیل جلوی درب منزل وهر عمل دیگری تیب میزنند و اینه جیبیشان را با خود می برند

دوستان

خانمها:وقتی تارا عسل مانا ویاسی با هم می رن بیرون همدیگه رو تارا عسل مانا و یاسی صدا میکنند

اقایون:وقتی نیما بابک امین و علیرضا با هم می رن یرون همدیگه رو تانکر بادام زمینی  یارو وماهی تابه صدا می کنند

تلفن

اقایون:اقایون از تلفن فقط جهت کار های ضروری وبه مدت سه دقیقه استفاده می کنند

خانمها: خانمها هروقت حوصلشون سر میره میرن سروقت تلفن وبه مدت چندین ساعت درباره مسایل مختلف از جدید ترین مدل مو تا رفتار مادرشوهر سوسن جون صحبت میکنن وبس از اتمام مکالمه زنگ می زنن مو به مو مکالمه رو واسه سوسن جون تعریف می کنن.

ادرس

خانمها:خانمها وقتی یه ادرسو بلد نیستن از ماشین بیاده می شن واز سوبری کناری سوال میکنن

اقایون: اقایون وقتی ادرسی رو بلد نیستن دها خیابون مختلف رو امتحان می کنن وجملاتی نظیر این کوچه واسم اشناس اون طلا فروشی رو می شناسم و... استفاده می کنن

بچه ها

خانمها:خانمها همه چیز را در مورد بچه ها می دانند از جمله دوستان ارزو ها وضعیت درسی معلمان .

اقایان:اقایان فقط به طور مبهم وسربسته می دانند افراد کم سن و سالی نیز در خانه زندگی می کنند.
+نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت9:26توسط غزاله |
اقایون

می دونین سریع ترین راه به چنگ اوردن قلب مردها چیه؟پاره کردن سینشون با کارد اشبز خانه

می دونین شباهت مانتو کوتاه با هویج چیه؟چشم مردهاروتقویت می کنه

می دونین فایده شلوار کوتاه چیه؟مردها رو سر به زیرمی کنه

می دونین شباهت مردها با مخلوط کن چیه؟تو هر خونه یکی از اونا هست ولی نمی دونین به چه دردی می خوره

می دونین شباهت مردها با اگهی بازرکانی چیه؟یه کلمه ازحرفایی که می گن رونمی شه باورکرد

می دونین چرا مردها دوس دارن با خانمهایی که قصد ازدواج با اونا رو ندارن اشنا بشن؟به همون دلیلی که سگ ها دنبال ماشین هایی که قصد رانندگی با اونارو ندارن واق واق می کنن

می دونین شباهت مردها با جای بارک چیه؟خوبهاشون قبلا اشغال شدن واونایی که موندن یا کوچیکن یا جلوی در منزل مردم

مردها مثل باب کورن هستن بامزه هستن ولی جای غذا رو نمی گیرن

مردها مثل ماشین چمن زنی هستن به سختی روشن می شن موقع کار کردن سروصدای زیادی به راه می ندازن ونیمی از اوقات اصلا کار نمی کنن

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت9:24توسط غزاله |
خانمها

می دونین فرق خانمها با اهن ربا چیه اهن ربا حداقل یه قطب مثبت داره

خانمها مثل رادیو هستن هرچی می خوان میگن ولی هرچی بگی نمی شنون

خانمها مثل چسب دو قلو هستن اگه دستشون با گوشی تلفن مخلوط شد دیگه باید سیم تلفن رو برید

خانم ها مثل رعد و برق هستن اول برق چشاشون می رسه بعد رعد صداشون

خانم ها مثل لیمو شیرین هستن اول شیرین اند ولی بعد تلخ می شن

خانم ها مثل کنتور برق هستنذ هر چند سال یکبار عددسنشون صفر می شه

خانمها مثل ایینترنت هستن از هر موضوعی یه فایل اطلاعاتی دارن

خانمها مثل فلزیابند از نزدیک طلا فروشی که رد می شن عکس العمل نشان میدن

خانمها مثل موبایلند هر موقع کار مهمی بیش می یاد در دسترس نیستن

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت9:23توسط غزاله |
بیو گرافی کریستین رونالدو

سلام همگی دوستای عزیزم خیلی خیلی مرسی از کسانی که از این وبلاگ بازدید کردن در اینجا یه بیو گرافی رو واستون میذارم که دوست خوبم باران درخواست کرده امیدوارم خوشتون بیاد

 

نام:کریستیانو رونالدو دوسانتوس آویرو

متولد:5 فوریه 1985

محل تولد:فانچل در مادربی پرتغال

ملیت:پرتغالی

اولین بازی ملی:آگوست 2003 برابر قزاقستان

 

القاب:کریس،سلطان تکل،رون

قد:185 سانتی متر

وزن:78 کیلو

تیم ها:اسپورتینگ لیسبون؛منچستر یونایتد

  اعجوبه ی پرتغالی در بین خانواده ای فقیر متولد شد.پدری کارگر و مادری عاشق امور منزل داشت.درکودکی بخاطر علاقه ی شدید به پاتریک کلایورت،با نام کلایورت نام برده می شد.کریس خودش در مورد علاقه اش به فوتبال در کودکی می گوید به قدری عاشق فوتبال بوده که اگر توپی رو هم در اختیار نداشته با در هم کردن لنگه جوراب هایش خود رو سرگرم می کرده.ماریا دوس سانتوس معلم دوران ابتدایی رونالدو در مورد علاقه ی شدید رونالدو به فوتبال می گوید:«به یاد دارم کریس هر وقت اوقات آزادی پیدا می کرد به فوتبال می پرداخت.»

 وقتی پدر کریس از این علاقه ی پسرش به فوتبال اگاه شد به وی اجازه داد تا از همان دوران کودکی فوتبال رو به روش صحیح تری بازی کنه.وی سال ها در اسپورتینگ بازی کرد تا سرنجام پس از سه سال بازی در اسپورتینگ توسط ژرارد هولیه مربی لیورپول کشف شد ولی برخلاف وی،کریستین به منچستر یونایتد پیوست. وی از سال 2003 تا کنون در منچستر بازی می کنه و اولین بازی اش هم بر می گرده به بازی منچستر برابر ولوز.ولی وی تونست در بازی منچستر برابر پورتموث در التافورد اولین گلش رو در این تیم بزنه.حال کریس توجه بسیاری از تیم های خوب دنیا از جمله رئال مادرید و بارسلونا رو جلب کرده و این تیم ها حاضرند به هر قیمتی اولین ستاره ی پرتغالی منچستر رو به تیمشون بیارند.البته کریس هم برای ماندن در التافورد از منچستر درآمد 160 هزار پوندی رو طلب کرده که بنظر فوتبال دوستان این کار پول دوستی کریس رونالدوست.

  ویژگی و خاطرات کریستیانو رونالدو

رونالدو علاقه ی شدیدی به اتومبیل ها داره و اگه بخواهیم یکی از دهها ماشینش رو نام ببریم یه پورشه نقزه ای داره و یه بی.ام.وی مشکی.از دیگر علایق کریس همکاری با شرکت نایکه.کریس یه ساختمون 5/1 میلیون دلاری در چشایز انگلیس داره.

  کریستین بازیکن خیرخواهی است و در زلزله تسونامی یه میلیارد روپیه رو جمع کرد و تقدیم به آسیب دیدگان کرد.در اندونزی هم چند خونه خرید و به بی خانمان ها داد.

  کریس هیچ موقع در انتخاب همسر موفق نبوده و آخرین بار هم نامزدش مارچه در سال 2006 از او جدا شد.البته مارچه 9 سال از رونالدو بزرگتر بود و قبلا هم ازدواج کرده بود.البته قبل جام جهانی هم دختری به نام لیلیان فاش کرد که با رونالدو نامزده. حتی گفته می شد که کریس می خواد با ایموژن تامس ملکه ی سابق ولز ازدواج کنه.!!!!!!!!

  تلخ ترین خاطره رونالدو برمی گرده به سال 2005 و فوت پدرش در زمانی که او برای انجام خدمت سربازی در روسیه خدمت می کرد.اون حادثه در 7 سپتامبر اون سال رخ داد.یک بار هم رونالدو رو بهمراه یک نفر دستگیر کردند که رون تبرئه شد. یه بار هم دزد به خونش زد و ماشین و جواهراتش رو برد.در پایان جام جهانی هم عنوان بهترین بازیکن جوان از او ربوده شد و به پودلسکی داده شد.

  در کودکی علاقه ی شدیدی به مارادونا و فیگو داشته.وی عاشق شنیدن موسیقی های مرتبط به رقص است.رنگ سفید رو هم دوست داره.

  رونالدو سابقه ی ملی زیادی نداره ولی افتخارات خوبی از جمله مقام نایب قهرمانی در یورو 2004 و مقام چهارمی جام جهانی در سال 2006.البته کریس به تازگی و در بازی تیمش برابر برزیل تونست کاپیتانی رو تجربه کنه و بازوبند کاپیتانی رو به دست بست.وی مرد دوست داشتنی اسکولاری و فرگوسن هست و از این لحاظ خیلی خوش شانسه.

 

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت10:5توسط غزاله |
فرهنگ لغات

آدامس : تنها چيز? كه تو? دهان خانم ها بند می شود!

آدم مغرور: كسی كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد: يه وجب بلند تر بزن!

حمق: كسی كه دختر همسايه را در تاريكی نبوسد!

ادب : يعنی كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتی اگر به كمك احتياج نداشته باشد!

ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بيشتر تقلب كند!

الكل : مايع گرانبهايی كه همه چيز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را!

اوراقچی : تنها موجودی كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند!

ايده آل : شوهری كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتی كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند!

بز بيار : فلك زده ای كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد!

بوسه : تصادفی كه فقط يك سيلی به آدم ضرر می زند!

بيست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند ، دختر ها دنبال شوهر!

چشم : عضوی كه چشم چرانها با آن ارتزاق می كنند!

خسيس : كسی كه وقتی خانه اش آتش می گيرد برای اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود!

خوش بين : مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت!

دست : عضوی كه در سينما نزد صاحبش بند نمی شود!

دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود!

رفيق : كسی كه هميشه به شما مقروض است!

زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال!

سو ء ظن : سعی در دانستن چيزی كه بعدا" انسان آرزو می كند ای كاش آنرا نمی دانست!

سينما : جايی كه پشت سر شما حرف می زنند!

عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن بايد عشق تازه تری پيدا كرد!

سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنی او را می بوسد صورتش ماتيكی نمی شود!

سنجاق قفلی : تنها قفلی كه بدون كليد باز می شود!

ماچ : بوسه ای كه هنوز رنگ آرتيستی نگرفته!

مرد مجرد : كسی كه هنوز عيوبی دارد كه خودش نمی داند!

معجزه : دختر خانمی كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود!

موش : خانم هايی كه نصف شب به جيب شوهر هايشان شبيخون می زنند!

هالو : شوهری كه دستكش ظرفشويی را بجای اندازه دست خودش ، اندازه دست زنش بخرد!

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت11:34توسط غزاله |
بیچاره مرد ها
این مطلب رو خیلی وقت پیش در وبلاک دیب دمینی خوندم که به نظرم خیلی جالب بود فکر کردم بد نیس بزنمش تو وبلاگ خودم البته با تشکر از اقای دیب دمینی

 

شش سال اول زندگی

 

• گريه نكن

• شيطونی نكن

• دست تو دماغت نكن

• تو شلوارت پی ‌پی نكن

• مامانت رو اذیت نكن

• روی ديوار نقاشی نكن

• انگشتت رو تو پريز برق نكن

• دمپايی بابا رو پات نكن

• به خورشيد نگاه نكن

• شبها تو جات جيش نكن

• تو كمد مامان فضولی نكن

• با اون پسر بی ‌تربيته بازی نكن

• اسباب‌بازی ‌ها رو تو دهنت نكن

• زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نكن

• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نكن

?- دوره ی دبستان:

 

• موقع رفتن به مدرسه دير نكن

• پات رو تو جاميزی نكن

• ورقهای دفترت رو پاره نكن

• مدادت رو تو دهنت نكن

• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نكن

• تخته پاك‌كن رو خيس نكن

• حياط مدرسه رو كثيف نكن

• با دخترها شمسی خانوم «دكتربازی » نكن

• دست تو كيف بغل دستيت نكن

• تخته‌سياه رو خط‌خطی نكن

• گچ رو پرت نكن

• تو راهرو سر و صدا نكن

• تو كلاس پچ‌پچ نكن

• ATARI بازی نكن

دوره ی راهنمايی:

 

• ترقه بازی نكن

• SEGA بازی نكن

• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نكن

• موقع برگشتن از مدرسه دير نكن

• تو كوچه فوتبال بازی نكن

• دست تو جيب بابات نكن

• با مامانت كل‌كل نكن

• تو كلاس صحبت نكن

• بعد از ظهر سر و صدا نكن

• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نكن

• اتاقت رو شلوغ نكن

• روی ميز بابات كتابهات رو ولو نكن

• عكس لختی تماشا نكن

• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نكن

• جر و بحث نكن

 دوره ی دبيرستان:

 

• با كامپيوتر بازی نكن

• تو حموم معطل نكن

• تقلب نكن

• با دوستات موتورسواری نكن

• عصرها دير نكن

• با دختر شمسی خانوم صحبت نكن

• با بابات دعوا نكن

• تو كلاس معلمتون رو مسخره نكن

• تو خيابون دنبال دخترها نكن

• مردم‌آزاری نكن

• نصف شب سر و صدا نكن

• فيلم سوپر نگاه نكن

• وقتت رو با مجله تلف نكن

• چشم‌چرونی نكن

 دوره ی دانشگاه:

 

• رشته‌ای رو كه دوست داری انتخاب نكن

• ۲۴ ساعته چت نكن

• سر كلاس درس غيبت نكن

• با دختر شمسی ‌خانوم دل و قلوه رد و بدل نكن

• خيابون‌ها رو متر نكن

• تو سياست دخالت نكن

• با دخترهای مردم هر كاری دلت خواست نكن

• شب برای شام دير نكن

• با مأمور پليس كل‌كل نكن

• چراغ قرمز رو عشقی رد نكن

• موبايلت رو Reject نكن

• حذف پزشكی نكن

• آستين كوتاه تنت نكن

• همه رو دودره نكن

 دوره ی سربازی:

 

• موهات رو بلند نكن

• روت رو زياد نكن

• از اوامر سرپيچی نكن

• فرار نكن

• با اسلحه شوخی نكن

• غيبت نكن

• به آينده فكر نكن

• درگيری ايجاد نكن

• به فرمانده بی ‌احترامی نكن

• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فكر نكن

• با رئيس عقيدتی جر و بحث نكن

• اعتراض نكن

• با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نكن

• از تلف شدن وقتت ناله نكن

• از آشپزخونه دزدی نكن

 دوره ی شوهر بودن:

 

• با زنت شوخی نكن

• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نكن

• به زنت خيانت نكن

• با دوستانت الواتی نكن

• تو Orkut خودت رو Single معرفی نكن

• به زنهای ديگه نگاه نكن

• موبايلت رو قايم نكن

• از عكسهای قبل از ازدواجت نگهداری نكن

• پولت رو خرج دوستات نكن

• رفتار دوران مجردی رو تكرار نكن

• غير از زندگی مشترك به هيچ چيز فكر نكن

• ريسك نكن

• بدون اجازهء زنت هيچ كاری نكن

 دوره ی پدر بودن:

 

• بچه رو تنبيه نكن

• به بچه بی‌توجهی نكن

• بچه‌ت رو با بچه‌های ديگه مقايسه نكن

• به بچه توهين نكن

• بچه رو از بازی منع نكن

• بچه‌ت رو به كتك زدن بچهء دختر شمسی خانوم تشويق نكن

• با بچه كل‌كل نكن

• بچه رو محدود نكن

• بچه رو از جنس مخالف دور نكن

• به مادر بچه بی توجهی نكن

• بچه رو به هيچ چيز مجبور نكن

• آزادی بچه رو محدود نكن

• به حلال‌زاده بودن بچه شك نكن

• از خواستهای بچه چشم‌پوشی نكن

 دوره ی پيری:

 

• برای بچه‌هات مزاحمت ايجاد نكن

• نوه‌هات رو لوس نكن

• با پيرزن‌های ديگه معاشرت نكن

• به خاطراتت فكر نكن

• پولت رو خرج نكن

• هوس جوونی نكن

• غير از آخرتت به هيچ چيز فكر نكن

• با زنت بی ‌وفايی نكن

• از رفتن به خانهء سالمندان احساس نارضايتی نكن

• لباس شاد تنت نكن

• به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجه نكن

• تو وصيتنامه، هيچكس رو فراموش نكن

• از گذشته ناله نكن

• به هر كی رسيدی  نصيحت نكن

• به آينده فكر نكن

 دوره ی پس از مرگ !

 

• حالا ديگه دورهء نكن تموم شد! حالا هر كاری دلت می خواد بكن...

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم كاری نكن

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت10:47توسط غزاله |